دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

33

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

به‌طور مسالمت‌آميز پرداخت ماليات به او را پذيرفت . سكه‌هايى كه در سبزوار ضرب شده ، بيانگر اين تحول است . هردو طرف از وضعيت پيش آمده كمال استفاده را بردند : خان ديگر واهمه‌اى از تهاجمات سربداران نداشت چرا كه پيش از اين شديدا در تهيه تداركات سپاه‌شان به مخاطره افتاده بودند ؛ و سربداران نيز زير بار احكام حكومتى نمىرفتند . سربداران با تصرف سبزوار نه فقط صاحب مركز سياسى قابل ملاحظه‌اى شدند ، بلكه با يكى از نهضتهاى ايدئولوژيك ارتباط برقرار كردند كه تأثير توانمندى در تحول آينده‌شان داشت : اين ارتباط فراتر از هرچيز ، پيروان جديد و نيز انگيزه‌هاى مذهبى شديد برايشان درپى داشت . سبزوار نسبت به ساير نواحى خراسان تعداد عظيمى از شيعيان را در خود جاى داده بود كه تعصب مذهبىشان از چندى پيش با موعظه‌هاى عارفى از مازندران به نام شيخ خليفه تحريك شده بود . اهل تسنن كه فعاليتهاى او را خطرى بالقوه براى خود احساس مىكردند ، سرانجام او را به نحوى از سر راه خود برداشتند . پس از مرگ او يكى از مريدانش به نام شيخ حسن جورى كار او را در پيش گرفت و با سفرهاى تبليغى در شهرهاى مختلف خراسان به موفقيت عظيمى نايل آمد . فعاليتهاى او سوء ظن مراجع حكومتى را برانگيخت و به همين دليل او در شوال 736 / مى 1336 بناگزير فرار كرده و به عراق عجم رفت . هنگامى كه شيخ حسن جورى پس از طى سير و سلوك پيچاپيچ به خراسان برگشت به وسيله ارغونشاه دستگير شد ( 740 / 40 - 1339 ) . سرانجام مسعود وارد عمل شده و او را آزاد ساخت . بعدها نفوذ شخصى حسن جورى و محبوبيت وسيع او موجب شد كه مسعود نه فقط در حلقه مريدان او وارد شود ، بلكه ( بر طبق رويه جارى در بين سربداران نخستين ) حسن جورى را در حكومت شريك و سهيم گردانيده و نام او را در خطبه‌ها حتى پيش از نام خود بخواند . شيخ مدعى تعاليم اثنى عشريه بود . او پيشتر براى ايجاد حكومت الهى شيعه نوعى تشكيلات مخفيانه راه انداخته بود ؛ اين تشكيلات متشكل از يك نيروى مسلح بود كه در خط فتوّت « 1 » سامان يافته و مركب از پيشه‌وران و تجار بود . با اينكه همكارى بين دو حاكم توأمان و رقيب عملى پسنديده بود ، ولى از همان آغاز بين آنان تنش‌هايى چهره نمود . پيش از همه چيز محبوبيت شيخ حسن جورى در بين جمعيت شيعه سبزوار بود كه مسعود را ياراى رقابت با آنان نبود . به غير از آن ، در بين ديدگاههاى اين دو نفر ، اختلاف محسوسى وجود داشت : شيخ حسن جورى در پى ايجاد نوعى دولت شيعى و تئوكراتيك بود ، حال آنكه در نظر مسعود خراسان بخش جدايىناپذير از امپراتورى ايلخانى به حساب مىآمد كه ماهيت

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : كاهن و تاشنر ، « فتوت » .